دوشنبه , ۱ آبان ۱۳۹۶
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / بانوان / ازدواج / از کوزه همان برون تراود که در اوست

از کوزه همان برون تراود که در اوست

برای ازدواج, بعد از ازدواج

«برای ازدواج دنبال دختری می گردم که سنش کم باشه. دختر باید تو خونه شوهر تربیت بشه تابشه همون کسی که من می خوام.»

 

 

این سخن بیانگر یکی از عقاید اشتباه و هنجارهای نادرست جامعه قدیم ایران بود که علی الظاهر امروزه با گسترش علم و تغییر فرهنگ از بین رفته است اما اگر قدری بیشتر و بهتر بنگریم در می یابیم که این عقیده نادرست با چهره ای متفاوت هنوز هم در میان برخی از جوانان و خانواده هایشان رواج دارد.

«میدونی به نظر من همه آدما با هم فرق می کنن به همین خاطر من قصد دارم با کسی ازدواج کنم که از نظر ظاهری همونی باشه که همیشه آرزوشو داشتم. اخلاق و کردار و رفتارشم کم کم تو زندگی مشترک طبق علایقم تغییر می دم. به قولی گفتنی درستش می کنم. راحت!!! »

انسان موجودی با اراده، آزاد و انتخاب گر است و براساس شرایط فرهنگی ـ‌ اجتماعی خانواده و شهری که در آن زیسته و رشد یافته، شکل گرفته است و دارای عقاید و سلایق خاص خود می باشد

متاسفانه همیشه افرادی هستند که معتقدند با هر کسی که بخواهند ازدواج می کنند و بعد از ازدواج او را بر طبق علایق و سلایقشان و همانگونه که دوست دارند تغییر می دهند. این افراد انسان را با موم اشتباه گرفته اند. آنها گمان می کنند انسانها هم شبیه موم هستند. یعنی همان گونه که موم در هر ظرفی ریخته شود شکل آن را به خود می گیرد، انسان ها هم برطبق شرایط و موقعیت تغییر می کنند. در حالی که اصلاً توجه ندارند که انسان موجودی با اراده، آزاد و انتخاب گر است و براساس شرایط فرهنگی ـ‌ اجتماعی خانواده و شهری که در آن زیسته و رشد یافته، شکل گرفته است و دارای عقاید و سلایق خاص خود می باشد.آنچه عقل سلیم بر آن صحه می گذارد این است که یقیناً فردی که عمری با سلایق و باورهای خاص رشد یافته و شخصیتش بر طبق آنها شکل گرفته است هرگز نمی تواند چند ماهه یا چند ساله تغییر عقیده داده و شخصیتش را دگرگون کند.

در واقع باید به طرفداران این گروه یادآوری کرد که شاید افراد بتوانند خود را با شرایط موقعیت جدید وفق دهند ولی این تغییر در امور اساسی و مهمی چون عقاید دینی،‌ سیاسی،‌ فرهنگی و… نخواهد بود. به مثال زیر توجه نمایید.

فردی برای خرید لباس به بازار می رود. در آنجا با انبوهی از لباس های متفاوت رو به رو می شود اما نمی تواند از میان آنها، لباس مورد علاقه اش را پیدا کند. از دید او هر کدام از لباس ها یک مشکلی دارد. در نهایت متوجه لباسی می شود که به نظرش طرح و مدل زیبایی دارد ولی رنگش خوب نیست. به همین دلیل از فروشنده جویای رنگ های دیگر لباس می شود. به نظر شما چرا این فرد اولین لباسی که در بازار دید نخرید؟ او می توانست یک لباس بخرد و بعد با کمی تغییر در آن، لباس مورد علاقه اش را ایجاد کند.

بله. هیچ فردی این حرف را نمی پذیرد. مگر می شود لباسی را با مدل و طرح و رنگ متفاوتی خرید و بعد طوری در آن تغییر ایجاد کرد که کاملاً متفاوت از قبل و مورد علاقه اش شود؟

شاید افراد بتوانند خود را با شرایط موقعیت جدید وفق دهند ولی این تغییر در امور اساسی و مهمی چون عقاید دینی،‌ سیاسی،‌ فرهنگی و… نخواهد بود

بر این اساس کار عاقلانه این است که فرد بیشتر بگردد و لباسی را که متناسب با علایق و سلیقه اش می باشد، بخرد. بسیار جالب است که همه افراد این کار را در مورد محصولات بی جان یا کارهای دیگر غیر عاقلانه می دانند اما برخی همین کار را در مورد موجود با جان، با عقل و شعور و اراده ای چون انسان انجام می دهند. این افراد به دلیلی چون میل به ایده آل گرایی، ‌اعتماد به نفس پایین و… تصمیم می گیرند با کسی که صرفا ظاهرش را پسندیده اند ازدواج کرده و بعد از ازدواج او را براساس ویژگی ها و خصوصیات مورد نظر خود تغییر دهند. کاری که یقیناً غیر ممکن و بی نتیجه است.

بر همین اساس است که هم اسلام و هم همه روانشناسان و صاحب نظران معتقدند که هر فردی باید با «هم کفو» خود ازدواج نماید. یعنی باید کسی را برای ازدواج انتخاب نمود که در تمام زمینه های اصلی و مهم چون اعتقادات،‌ فرهنگ، سیاست، اقتصاد و… بیشترین شباهت را به فرد داشته باشد زیرا تفاوت و مغایرت تنها در امور غیر مهم و سطحی قابل جبران و تغییر می باشد.

منبع:تبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *