دوشنبه , ۲ بهمن ۱۳۹۶
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / اقتصاد / درآمد بیشتر با تغییر افکار

درآمد بیشتر با تغییر افکار

درآمد بیشتر با تغییر افکار

درگی: اگر به شما گفته شود که درآمدی که در حال حاضر به دست می‌آورید درآمدی است که دقیقاً خودتان خواسته‌اید داشته باشید و به لحاظ مالی دقیقاً در همان جایی قرار دارید که خودتان انتخاب کرده‌اید، چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟ آیا با این گفته موافق هستید؟

اغلب افراد به سرعت مخالفت خواهند کرد. اما حقیقت این است که خود ما کارهای مشخصی را انجام داده‌ایم که باعث شده سطح فعلی درآمدی‌مان را داشته باشیم. به عبات دیگر کارهایی که ما خودمان انجام داده‌ایم یا انجام نداده‌ایم درآمد فعلی‌مان را شکل داده است.

شاید بپرسید کارهایی که انجام نداده‌ایم؟! بله. در مباحث مربوط به موفقیت، نتیجه‌ای که می‌گیریم فقط منحصر به کارهایی که انجام می‌دهیم نیست بلکه کارهایی که باید انجام دهیم و انجام نمی‌دهیم هم در رسیدن به هدف مؤثر هستند. بنابراین سؤالی که پیش می‌آید این است که “باید چکار کنم که توانایی درآمدزایی فعلی‌ام را بالا ببرم؟”

در این یادداشت راهکارهای ساده‌ای ارائه شده است که می‌تواند در افزایش درآمد شما مؤثر باشد. توجه داشته باشید که رویکرد این راهکارها متفاوت از بحث‌هایی همچون “چگونه در ۳۰ دقیقه پولدار شویم؟” یا مواردی از این دست است. در اینجا محور اصلی بحث تغییر در افکار و رویکرد ما نسبت به توانایی خودمان است.

 

۱. روی افکار خود نظارت و کنترل داشته باشیم.

نورمن وینست پیل، استاد و نویسنده شناخته‌شده، می‌گوید: «افکارتان را تغییر دهید تا دنیای‌تان تغییر کند.» به عبارت خیلی ساده افکار ما احساسات‌ما را به وجود می‌آورند. احساسات به فعالیت‌های ما جهت می‌دهند و فعالیت‌ها باعث به وجود آمدن نتایج می‌شوند.

هیچ تفکری بدون هزینه در ذهن ما وجود ندارد. هر تفکر یا یک دارایی ارزشمند است یا یک پدیده دست و پاگیر. اگر تفکری که در ذهن‌مان وجود دارد ما را به سمت موفقیت پیش ببرد یک دارایی بسیار ارزنده است اما اگر ما را از مسیر موفقیت خارج کند فقط جای تفکرات مثبت را اشغال کرده است. به همین دلیل خیلی مهم است که افکارمان را در زندگی شخصی و زندگی کاری خردمندانه انتخاب کنیم.

همانطور که در بالا ذکر شد افکار ما نقش تعیین‌کننده‌ای در نتایج‌مان دارند. برای مثال از فروشنده‌های زیادی شنیده‌ام که روزهایی که افکار مثبت دارند خیلی بیشتر از روزهایی می‌فروشند که غرق در تفکرات منفی هستند. این موضوع را می‌توان به تمام رده‌های یک سازمان تعمیم داد. وقتی یک مدیرعامل با افکار مثبت وارد سازمانش می‌شود در پایان روز از نتایجی که به دست آورده و روزی که سپری کرده احساس رضایت بسیار بیشتری دارد نسبت به زمانی که با تفکرات منفی پا در دفترش گذاشته است.

بنابراین همین الآن که در حال خواندن این مطلب هستیم، تصمیم بگیریم یکی از تفکرات منفی را از ذهن‌مان بیرون کنیم و جایی را که این تفکر اشغال کرده به یک فکر مثبت و سازنده بدهیم.

 

۲. هیچ‌وقت دیگران را فراموش نکنیم.

زیگ زیگلار می‌گوید: «شما می‌توانید به هر چیزی که در زندگی می‌خواهید دست یابید اگر به اندازه کافی به افراد دیگری هم کمک کنید که به آنچه می‌خواهند دست یابند.» اگر واقعاً این تفکر را داشته باشیم که به دیگران کمک کنیم تا به آنچه می‌خواهند برسند، به خواسته‌های خود نیز دست خواهیم یافت. به همین دلیل است که کرکبی در کتاب فلسفه مدیریت عنوان می‌کند که مدیر یک سازمان باید به فکر سود تمام ذینفعان باشد و به همین دلیل است که این فیلسوف دانمارکی معتقد است رابطه مدیر و کارمند یک رابطه کاملاً متقارن است. اگر مدیر سعی کند تقارن این رابطه را به هم بزند، ابتدا ارتباطش با آن کارمند و سپس با کل سازمان دچار اختلال می‌شود. یکی از تفسیرهای رابطه متقارن این است که مدیر سود را تنها برای خود نخواهد.

 

۳. منطقه راحتی خود را از بین ببریم.

رابرت آلن می‌گوید: «هر چیزی که شما می‌خواهید خارج از منطقه راحتی‌تان قرار دارد.» نگاه ما به منطقه راحتی‌مان باید به شکل یک زندان باشد که خودمان ایجاد کرده‌ایم. این زندان باعث می‌شود که افکار و ایده‌های ما را محدود می‌کند.

برای اینکه درآمد خود را “انتخاب” کنیم باید به این باور برسیم که تا از منطقه راحتی خود خارج نشویم نمی‌توانیم تغییری اساسی در وضع فعلی به وجود آوریم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *