شنبه , ۲۹ مهر ۱۳۹۶
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / بانوان / ازدواج / درگیر در سه زیرسیستم

درگیر در سه زیرسیستم

درگیر در سه زیرسیستم

 

تغییرات در قانون ازدواج، نگرشی آزادانه‌تر به موضوعات جنسی، دسترسی آسان به راه‌های جلوگیری  از بارداری، رشد قدرت مالی و سیاسی زنان، باعث شده است که انتظارات و الزامات ازدواج بسیار فراتر رود.

تغییرات فرهنگی چشمگیری که در نیمه دوم قرن گذشته به وقوع پیوست، تاثیر عظیمی بر ازدواج و انتظارات و تجربیات آنها که ازدواج کرده‌اند، گذاشته است. خانواده‌درمانگر معروف گورمن، اعتقاد دارد تغییرات در قانون ازدواج، نگرشی آزادانه‌تر به موضوعات جنسی، دسترسی آسان به راه‌های جلوگیری از بارداری، رشد قدرت مالی و سیاسی زنان، همه و همه باعث شده است که انتظارات و الزامات ازدواج، تنها داشتن وضعیت مالی مناسب و اطمینان از تولیدمثل نباشد و بسیار فراتر از آن رود.

معیارهای هر کشور

در هر کشور ازدواج بر اساس فرهنگ و سنت‌های آن جامعه صورت می‌گیرد. افراد یکدیگر را براساس وجوهی که به نظر خودشان مهم است، ‌مانند زمینه‌های مذهبی، هوشی، مالی، موقعیت اجتماعی، ‌خانوادگی، تحصیلی و فردی به عنوان زوج خودشان انتخاب می‌کنند. موضوعی که قابل بررسی است، این است که چرا و چگونه برخی از زوج‌ها در حل کردن ساده‌ترین مسائل زندگی با دشواری و سردرگمی مواجه هستند؟ عناصر اصلی یک انتخاب خوب در ازدواج چه می‌توانند باشند.

جهت یافتن پاسخ این سوال‌ها و سوال‌های مشابه، تحقیقات بسیار گوناگون و فراوانی صورت گرفت که ازدواج تعریف شد و کارکردهایی که ازدواج دارد، مشخص‌تر شد. خانواده درمانگران و زوج درمانگران مختلف با گرایش‌های نظری متفاوت منشأ مشکلات و شیوه‌های حل کردن آنها را تعریف کرده و پژوهش‌های میدانی متفاوتی جهت مشخص کردن میزان اثربخشی آنها انجام دادند.

پیش‌آگهی‌های مثبت و منفی

پیروی همین تحقیقات، متخصصان عوامل منفی و مثبت در ازدواج را تعیین کرده و نام بردند. عوامل منفی به عنوان پیش‌آگهی منفی و وجود عوامل مثبت به عنوان پیش‌آگهی مثبت در ازدواج در نظر گرفته می‌شوند. برخی از عوامل منفی، وابستگی مالی و عاطفی زیاد به والدین،‌تفاوت سنی زیاد، تفاوت در فرهنگ و خرده‌فرهنگ، وجود مشکلات در خانواده اصلی با والدین یا برادر و خواهرها، اعتیاد و مشکلات شخصیتی؛ عوامل مثبت: تشابه در وضعیت تحصیلی، اقتصادی – اجتماعی، علایق، هوش و شخصیت هستند.

هنری بیکس همین مفهوم را به نوع دیگر ابراز بیان کرده. او اعتقاد داشت دو نفر که ازدواج می‌کنند، در سه «زیر سیستم» با یکدیگر درگیر می‌شوند و «مکمل بودن» افراد در آنهاست که اهمیت دارد. «زیرسیستم عمومی» که نژاد و قومیت، طبقه اجتماعی، ارزش‌های فرهنگی و زمینه‌های مذهبی در آن قرار دارند. «زیرسیستم من مرکزی» که ارزش‌ها و اهداف شخصی فرد را دربر می‌گیرند و زیرسیستم سوم که بیانگر «تناسب ناهشیار» بین زوج است. او اعتقاد داشت مکمل بودن در دو زیرسیستم می‌تواند پیش‌آگهی خوبی برای ازدواج باشد و روابط را از ثبات نسبی برخوردار کند و منجر به رضایت‌مندی در رابطه شود. مثلا اگر زوجی ارزش‌های فرهنگی و طبقه اجتماعی (زیر سیستم۱) و در تصمیمات شخصی (زیر سیستم ۲) با یکدیگر هماهنگی و تناسب داشته باشند یعنی مکمل باشند، می‌توان گفت که می‌توانند زندگی زناشویی بهتری داشته باشند. او اعتقاد داشت با بررسی این تناسب‌ها چه در جهت مشاوره ازدواج و چه در زوج‌درمانی، می‌توان مراجعه‌کنندگان را راهنمایی و کمک کرد.

بدین ترتیب برقراری یک رابطه خوب و صمیمانه بستگی به این دارد که هر فرد چه خصوصیاتی دارد و آن خصوصیات برای طرف مقابل چه ارزشی دارد. ارزش هر خصوصیتی بسته به این است که طرف مقابل از چه فرهنگ و طبقه اجتماعی آمده و ارزش‌ها و اهداف شخصی وی چگونه است. در میان تحصیلات نیز از آن دسته خصوصیاتی است که تاثیرگذاری آن در وهله اول بستگی به فرهنگ و طبقه اجتماعی که زوجین در آن زندگی می‌کنند، دارد. در برخی کشورها و فرهنگ‌ها هنوز برای زن‌ها و مردها تحصیل امری لازم شمرده نمی‌شود و در برخی، ارزش‌ اجتماعی محسوب می‌شود یا در برخی طبقات اجتماعی و خانواده‌ها تحصیلات عالی امری بسیار مهم و در برخی بی‌اهمیت است. در وهله دوم به اهداف و ارزش‌های هر فرد مربوط می‌شود یعنی این مساله برای هر فرد چه اهمیتی دارد.

معیارها در کشور ما

در ایران میزان تحصیلات از عوامل مهم و تعیین‌کننده وجهه اجتماعی است. بیشتر تحقیقات نشان داده‌اند که اگر مرد دارای تحصیلات عالی باشد و زن دارای تحصیلات متوسطه یا هر دو دارای تحصیلات یکسان باشند، احتمال اینکه مشکل پیش آید کمتر است ولی اگر زن دارای تحصیلات عالی باشد و تحصیلات مرد در سطح عادی یا کم باشد یا مرد دارای تحصیلات عالی باشد و تحصیلات زن کم یا وی بی‌سواد باشد احتمال اینکه مشکل پیش بیاید، بیشتر است. گاهی این امر یعنی کسب تحصیلات بالاتر یکی از زوج‌ها حین زندگی زناشویی اتفاق می‌افتد و کم نیستند خانواده‌هایی که به دلیل همین اتفاق مثبت از هم می‌پاشند؛ اصولا بهتر است سطح تحصیلات زوجین با یکدیگر تفاوت زیادی نداشته باشد.

افرادی وجود دارند که سطح و نوع تحصیل برایشان مساله‌ای بسیار مهم است و در صورت کوچک‌ترین احساس برتری نسبت به همسرشان از این جهت، احساس برتر بودن پیدا می‌کنند زیرا آنها افراد را براساس سطح و نوع تحصیلاتشان ارزش‌گذاری می‌کنند. اینها اصولا افرادی هستند که یا در هنجارها و ارزش‌های اجتماعی‌شان سطح تحصیلات امری بسیار مهم شمرده می‌‌شود یا در ارزش‌ها و اهداف فردی خودشان این‌گونه است، مثلا بعضی افراد بزرگ‌ترین هدف برایشان کسب تحصیلات عالی است، بعضی در دوستیابی داشتن تحصیلات بالا برایشان ارزش مهمی محسوب می‌شود و بعضی با تحصیلات بالا سعی می‌کنند احساس‌های کهتری خودشان را بپوشانند.

در صورت وجود اختلاف سطح تحصیل، افراد قبل از ازدواج باید از آگاهی این تفاوت در به وجود آوردن اختلاف آگاه شوند تا با پیش‌زمینه بیشتری ازدواج کنند یا اگر ازدواج کرده‌اند، با آگاهی بیشتری اقدام به تحصیل یا ادامه تحصیل دهند.

تهیه شده توسط :  مر کز خدمات رواشناسی سیاووشان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *