به طور کلی روانشناسها نیازهای آدمی را به چند دسته تقسیم کردهاند؛

ـ نیازهای فیزیولوژیک و زیستی (نیاز به غذا، آب، خواب، امور جنسی و…)

ـ نیازهای ایمنی و امنیت خاطر

ـ نیازهای تعلق (دوست داشته شدن و دوست داشتن)

ـ نیازهای احترام و عزت و ارزشمندی

ـ نیاز به دانش و یادگیری

ـ نیاز به خودشکوفایی

روانشناسی که بیشتر از بسیاری دیگر روی طبقهبندی نیازهای انسان تحقیق کرده، آبراهام مازلو بود. این محقق میگوید نیازهای انسانی که در بالا به آنها اشاره شد بر یک مبنای سلسله مراتبی (پلکانی) قرار دارند که در پایینترین پله نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی قرار دارند و نیاز به خودشکوفایی (یعنی تلاش برای تحقق بخشیدن به همه تواناییهای نهفته در درون فرد) در بالاترین پله.

وقتی که نیازی در افراد فعال شد انسانها برانگیخته میشوند و دست به انجام کار یا کارهایی میزنند تا آن نیازها را ارضا کنند. اگر نیاز ارضا شد، در این صورت فرد به نیازهای سطح بالاترش فکر میکند، ولی اگر نیازی ارضا نشد، فرد دچار ناکامی میشود. این ناکامی گاهی موجب بروز شکایت و اعتراض و خشم در افراد میشود. سطح شکایتهای انسانها متفاوت و به سطح نیازها و آرزوهای آنها بستگی دارد و منجر به واکنشهایی  در افراد میشود.

واکنش به عدم ارضای نیازها در روابط انسانی

آدمها ناراحتی و اعتراض خود را معمولاً به شکل عکسالعملها یا واکنشهایی نشان میدهند؛ واکنشها یا فعالند یا غیرفعال و یا کلامیاند یا رفتاری

نیازها در روابط بین انسانی

پس ما چهاردسته واکنش به عدم ارضای نیازها در روابط بین انسانی داریم.

 واکنشهای رفتاری فعال مثل خشم و پرخاشگری، حمله به فرد مقابل و…

 واکنشهای رفتاری منفعل مثل گوشهگیری، انزوا، بیعملی و گریهکردن و…

 واکنشهای کلامی فعال مثل اهانتهای کلامی، حملات زبانی، ناسزا و..

 واکنشهای کلامی منفعل مثل شکایتهای زیرلبی، نق زدن، غرغر کردن.

اینکه ما چه زمانی از کدام یک از این چهار نوع واکنش استفاده میکنیم به موقعیت زمانی و مکانی و شرایط درونی و همچنین مقام و موقعیت کسی بستگی دارد که با او در حال ارتباط هستیم. غر زدن و به طور کلی واکنشهای کلامی منفعلانه مربوط به موقعیاند که فرد مقابل در موقعیت قدرت قرار دارد یا ما احساس میکنیم که توانایی برابری با او را نداریم. پس شروع به غر زدن به این شیوه میکنیم و به این ترتیب اعتراض خود را ابراز میکنیم.

 سطوح غر زدن

آیا میتوان غر زدن را دستهبندی کرد و مثلاً از انواع غر زدن سخن گفت؟

یک پاسخ را میتوان از مازلو روانشناس معروف گرفت. او در نوشتهای با اشاره به سطوح نیازهای افراد، غر زدن را سه دسته کرده است.

۱ـ غرغر جزیی یا اعتراض به عدم ارضای نیازهای زیستی و ایمنی و شاید نیازهای گروهی و اجتماعی؛

۲ـ غرغر زیاد که در واکنش به عدم ارضای نیازهای احترام و عزت نفس، حرمت، استقلال و ارزشمندی روی میدهد.

مازلو معتقد است غرغرهایی که در این سطح مشاهده میشود احتمالاً بیشتر درباره این امرند که مبادا آدمی از حرمت برخوردار نباشد یا عزت و حیثیت او مورد تهدید قرار گیرد؛

۳ـ فراغرغر که غرغرهایی هستند مربوط به مسائلی درباره بالاترین نیاز بشری یعنی خودشکوفایی. این سطح از غرغر مربوط به اموری است چون کمال، عدالت، زیبایی، حقیقت و…

با توجه به این سه دسته غر زدن میتوان پی برد که فرد به علت عدم ارضای کدام نیازهایش غرغر میکند. مثلاً اگر فردی غرغر زیاد میکند یا فراغرغر میکند، این نشانه آن است که نیازهای جزیی چنین کسی ارضا شدهاند و بنابراین او دیگر غرغر جزیی نمیکند. به همین ترتیب و با شناخت سطح غرغر افراد میتوان با ارضای نیازهای همسطح غرغر، آن را کم کرد.

 رابطه غرغر با جنسیت

بسیاری معتقدند که زنها غرغروتر از مردها هستند. هر چند که در این باره نمیتوان یک نتیجه قطعی گرفت ولی گفته شده در حالی که مردها بنا بر خصلتهای خود بیشتر مواقع، اعتراض و ناراحتی خود را به شکل رفتارهای فعال نظیر خشم و پرخاشگری بروز میدهند، زنها چون در روابط اجتماعی خود را در موقعیت دستپایینتری در نظر میگیرند، عمدتاً به غرغر کردن میپردازند. با این همه باز هم تأکید میشود در مورد رابطه غرغر کردن و جنسیت هنوز یک حکم قطعی نمیتوان داد.

واکنش‌ها

واکنش‌ها

فعال

غیرفعال

رفتاری

خشم و پرخاشگری

گوشه‌گیری و انزوا

کلامی

اهانت و حملات کلامی

غر زدن و شکایت زیرلبی