پنجشنبه , ۲۸ دی ۱۳۹۶
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / مذهبی / متفرقه / قیامت و غایت در کلام امام علی علیه السلام

قیامت و غایت در کلام امام علی علیه السلام

قیامت و غایت,اثبات معاد,برهان حکمت ,کلام امام علی

تبیان : اگر در ورای حیات این جهان ‎که بی‎ثباتی و بی‎قراری بر آن حاکم است، حیاتی ثابت، پایدار و لایتغیر وجود نداشته باشد، هیچ گاه به غایت نهایی نخواهد رسید، و در نتیجه آفرینش این جهان بدون غایت و بیهوده خواهد بود؛ لیکن چون آفریدگار جهان، حکیم است و فعل او بدون غایت نمی‎باشد، بنابراین حیات دنیوی غایتی دارد که همان حیات اخروی است.

در این نوشتار یکی از براهین اثبات معاد را مورد بررسی قرار می‎دهیم:

بر اساس اینکه خداوند حکیم است آفرینش الهی بیهوده و بی‌هدف نیست بلکه محبت به خیر و کمال که عین ذات الهی است بالاصاله به خود ذات و بالتبع به آثار آن که دارای مراتبی از خیر و کمال هستند تعلق گرفته و از این رو، جهان را به گونه‌ای آفریده است که بیشترین خیر و کمال ممکن بر آن مترتب شود و بدین ترتیب صفت حکمت اقتضا می‌کند که خداوند مخلوقات را به غایت و کمال لایق به خودشان برساند ولی از آنجا که جهان مادیت، دار تزاحمات است و خیرات و کمالات موجودات مادی با یکدیگر تعارض پیدا می‌کند مقتضای تدبیر حکیمانه الهی این است که به صورتی آنها را تنظیم کند که مجموعاً خیرات و کمالات بیشتری بر آنها مترتب شود، و به دیگر سخن جهان، دارای نظام احسن باشد.

با توجه به اینکه انسان، دارای روح قابل بقا است و می‌تواند واجد کمالات ابدی و جاودانی گرددد آن هم کمالاتی که از نظر مرتبه و ارزش وجودی، قابل مقایسه با کمالات مادی نیست؛ اگر حیات او منحصر به همین حیات دنیوی محدود باشد با حکمت الهی، سازگار نخواهد بود. مخصوصاً با توجه به اینکه حیات دنیوی، توام با رنج ها و سختی ها و ناگواری های فراوان است.

از سوی دیگر، یکی از غرایز اصیل انسان، حب به بقا و جاودانگی است که دست آفرینش الهی در فطرت او به ودیعت نهاده است و حکم نیروی محرک فزاینده‌ای را دارد که او را به سوی ابدیت، سوق می‌دهد و همواره بر شتاب حرکتش می‌افزاید. اکنون اگر فرض شود که سرنوشت چنین متحرکی جز این نیست که در اوج شتاب حرکت، به صخره‌ای برخورد کند و متلاشی شود آیا ایجاد آن نیروی فراینده با چنین غایت و سرنوشتی متناسب خواهد بود؟! پس وجود چنین میل فطری، هنگامی ‌با حکمت الهی سازگار است که زندگی دیگری جز این زندگی محکوم به فنا و مرگ، در انتظار او باشد.

حاصل آنکه با ضمیمه کردن این دو مقدمه ـ یعنی حکمت الهی، و امکان زندگی ابدی برای انسان ـ به این نتیجه می‌رسیم که می‌باید زندگی دیگری برای انسان، ورای این زندگی محدود دنیوی، وجود داشته باشد تا مخالف حکمت الهی نباشد و می‌توان میل فطری به جاودانگی را مقدمه دیگری قرار داد و به ضمیمه حکمت الهی، آن را برهان دیگری به حساب آورد.

ضمناً روشن شد که زندگی ابدی انسان باید دارای نظام دیگری باشد که مانند زندگی دنیا مستلزم رنج های مضاعف نباشد و گرنه ادامه همین زندگی دنیوی حتی اگر تا ابد هم ممکن می‌بود با حکمت الهی، سازگار نمی‌بود.

اگر در ورای حیات این جهان ‎که بی‎ثباتی و بی‎قراری بر آن حاکم است، حیاتی ثابت، پایدار و لایتغیر وجود نداشته باشد، هیچ گاه به غایت نهایی نخواهد رسید، و در نتیجه آفرینش این جهان بدون غایت و بیهوده خواهد بود؛ لیکن چون آفریدگار جهان، حکیم است و فعل او بدون غایت نمی‎باشد، بنابراین حیات دنیوی غایتی دارد که همان حیات اخروی است
بنابر این طبق برهان حکمت و غایت

اگر در ورای حیات این جهان ‎که بی‎ثباتی و بی‎قراری بر آن حاکم است، حیاتی ثابت، پایدار و لایتغیر وجود نداشته باشد، هیچ گاه به غایت نهایی نخواهد رسید، و در نتیجه آفرینش این جهان بدون غایت و بیهوده خواهد بود؛ لیکن چون آفریدگار جهان، حکیم است و فعل او بدون غایت نمی‎باشد، بنابراین حیات دنیوی غایتی دارد که همان حیات اخروی است.

قرآن کریم برهان مزبور را چنین بیان نموده است:

«أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ». (مۆمنون/ ۱۱۵)

استفهام موجود در آیه شریفه، انکاری است، و مفاد آن این است که ما شما را عبث نیافریده‎ایم. و چون چنین است، پس به سوی ما باز خواهید گشت.

آن‎گاه در آیه بعد در مقام تحکیم برهان فوق برآمده و فرموده است:

«فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ». (مۆمنون/ ۱۱۶)

این آیه شریفه سه نکته مهم را یادآور شده است:

۱ـ خداوند، فرمانروا و مدبّر جهان آفرینش است: «رَبُّ الْعَرْشِ الْکَرِیمِ»

۲ـ  او حق است، و در نتیجه از فعل بیهوده و باطل منزه و پیراسته می‎باشد: «اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ»

نتیجه این دو مطلب آن است که جهان آفرینش دارای غایت است؛ لیکن چون ممکن است توهم شود که گرچه خداوند حکیم بوده و فعل او بدون غایت نیست، ولی شاید عواملی مانع از تحقق یافتن آن غایت گردند، نکته سوم این توهم را مردود می‎سازد و آن این‎که:

۳ـ  خداوند، یکتا و بی‎همتاست، و رقیبی در برابر او متصور نیست: «لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ». (به المیزان، ج ۱۵، ص ۷۳ رجوع شود)
آفرینش

برهان حکمت در آیات دیگر

برهان حکمت در آیات دیگر قرآن نیز بیان گردیده است. در این‎جا برخی از این آیات را یادآور می‎شویم:

۱ـ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبِینَ ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقاتُهُمْ أَجْمَعِینَ». (دخان/ ۴۰ـ۳۸)

ـ ما آسمان‎ها و زمین و آن چه در میان آنها است را بازیگرانه نیافریده‎ایم، ما آنها را جز به حق (بر پایه علم و حکمت) نیافریده‎ایم، لیکن اکثر آنان نمی‎دانند، (چون چنین است پس جهان طبیعت دارای غایتی است و آن همان) روز فصل (قیامت) است که وعدگاه همگان می‎باشد.

۲ـ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبِینَ». (انبیاء/ ۱۶)

ـ ما آسمان و زمین و آن چه میان آنها است را بازیگرانه نیافریده‎ایم.

۳ـ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطِلاً ذلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنَ النَّارِ». (ص/ ۲۷)

ما آسمان و زمین و آن چه میان آنها است را باطل (بدون غایت) نیافریده‎ایم، این گمان کافران است، وای بر کافران از دوزخ.

با ضمیمه کردن این دو مقدمه ـ یعنی حکمت الهی، و امکان زندگی ابدی برای انسان ـ به این نتیجه می‌رسیم که می‌باید زندگی دیگری برای انسان، ورای این زندگی محدود دنیوی، وجود داشته باشد تا مخالف حکمت الهی نباشد و می‌توان میل فطری به جاودانگی را مقدمه دیگری قرار داد و به ضمیمه حکمت الهی، آن را برهان دیگری به حساب آورد

در همه این آیات بر این نکته استدلال شده است که چون آفرینش جهان هستی که فعل خداوند است. حکیمانه و غایت‎دار است، لذا جهان آخرت ضرورت دارد، زیرا اگر جهان طبیعت که مجموعه‎ای از حوادث گذرا و ناپایدار است، به غایتی ثابت و پایدار منتهی نگردد، باطل و بیهوده و بازیگرانه خواهد بود؛ ولی چون خداوند حق مطلق است، فعل او نیز حق بوده، و باطل و عبث در آن راه ندارد.

قیامت و غایت,اثبات معاد,برهان حکمت ,کلام امام علی

قیامت و غایت در کلام امام علی علیه السلام

در کلمات امام علی ـ علیه السلام ـ نیز قیامت به عنوان غایت دنیا بیان گردیده و تأکید شده است که آفرینش این عالم تا به آن غایت منتهی نگردد، قرار و ثباتی نخواهد داشت، آن‎جا که می‎فرماید:

«اِنَّ الخَلْقَ لا مَقْصِرَ لَهُمْ عَنِ الْقِیَامَهِ، مُرْقِلیَن فِی مِضْمَارِهَا إلَی الْغَایَه الْقُصْوَی». (نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶، «مقصر» بر وزن مقعد به معنای مجلس می‎باشد. و مَرقُلین یعنی شتابان. و مضمار به معنای میدان، و مقصود از مضمار قیامت، زندگی دنیاست، چنان‎که در جای دیگر فرموده است:اَلا وَ إن الیَّومْ الْمِضْمار و غَدأ السِّباق»، شرح نهج البلاغه، ابن میثم، ج ۳، ص ۲۶۲)

ـ برای انسان‎ها قبل از قیامت قرارگاهی نیست، آنان در میدان قیامت (زندگی دنیا) به سوی غایتی نهایی (بهشت و دوزخ) با شتاب به پیش می‎روند.

نیز فرموده است:

«إنَّ الْغَایَهَ الْقِیَامَهُ و کَفَی بِذَلِکَ وَاعِظاً لِمَنْ عَقَلَ». (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰)

غایت (دنیا) قیامت است. برای فردی که بیندیشد همین مطلب برای وعظ و اندرز کافی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *