یکشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۶
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس قالب وردپرس
خانه / بانوان / کودک چاق، مریض است؟

کودک چاق، مریض است؟

 موسسه رژیم درمانی تن سالم: اکثر مواقع وقتی وزن کودکان زیاد است و به عبارتی چاق هستند ، تا یک سن خاصی (مثلا ۳ یا ۴ سالگی) برای همه دوست داشتنی جلوه می کنند. اما اگر یک کودک ۸ یا ۱۰ ساله چاق باشد ، دیگر چندان خوشایند نیست و والدین سعی دارند به هر نحوی که شده وزن او را به حالت متعادل درآورند.
بچه‌های تپل‌، چه دردسرهایی پیش رو دارند؟
اکثر مواقع وقتی وزن کودکان زیاد است و به عبارتی چاق هستند ، تا یک سن خاصی (مثلا ۳ یا ۴ سالگی) برای همه دوست داشتنی جلوه می کنند. اما اگر یک کودک ۸ یا ۱۰ ساله چاق باشد ، دیگر چندان خوشایند نیست و والدین سعی دارند به هر نحوی که شده وزن او را به حالت متعادل درآورند. متاسفانه والدین از زمانی که فرزندشان بسیار کوچک است ، اقدام نمی کنند و بعد سعی دارند با تلاش زیاد او را لاغر کنند.
فکر می کنید پدر و مادرها چقدر در کاهش وزن کودک موثرند؟
متخصصان تغذیه معتقدند اگر می خواهید کودکان وزن کم کنند ، بهتر است درمان را روی والدین متمرکز کنید. برپایه تحقیقات انجام شده ، والدین هستند که می توانند محیطی فراهم کنند تا کودک با حمایت کافی وزن کم کند یا برعکس ، وزن او روز به روز افزایش یابد. رفتارهایی که والدین از خود نشان می دهند بسیار مهم است.
بررسی ها حاکی از آن است که اگر از ابتدا ، برنامه کاهش وزن روی والدین متمرکز باشد ، کودک حدود ۱۵ درصد وزن کم می کند در حالی که اگر والدین همکاری لازم را نداشته باشند، این کاهش وزن به ۸.۴ درصد تنزل می کند. معمولا کودکانی که والدین آنها درخصوص چاقی و رژیمهای غذایی بخوبی توصیه و راهنمایی شده اند، حتی یک سال بعد از کاهش وزن هم دیگر افزایش وزن پیدا نمی کنند.
علت این است که والدین معمولا به دلیل دلسوزی های بی مورد در مقابل مصرف انواع شکلات ، کیک و مواد چاق کننده توسط کودک ، مقاومت نمی کنند یا از همان ابتدا ، چاقی را با سلامت کودک معادل می دانند ؛ به صورتی که بعضی پدر و مادرهایی که فرزندان چاقی ندارند، مدام افسوس می خورند.
حال اگر برنامه های کاهش وزن کودک روی والدین متمرکز باشد ، آنها در مورد عوارض و خطرات چاقی توجیه می شوند و با فراهم کردن بستری مناسب می توانند جو متعادلی را برای کنترل وزن کودک ایجاد کنند.
به هر حال بعد از چند سال ، فرزندتان به سنین ۱۴ تا ۱۹ سالگی خواهد رسید. معمولا در این سنین نوجوانان می توانند عادات غذایی سالم را تشخیص دهند و به طور مستقل و با نظر خود به ورزشی که دوست دارند بپردازند.
این استقلال و عدم وابستگی در کنترل وزن و جایگزین کردن رژیمهای غذایی سالم و صحیح باید مورد استفاده قرار بگیرد. باوجود استقلال بچه ها در این سن، باز هم محققان معتقدند تاثیر والدین در این زمینه روی نوجوانان بسیار زیاد است.
باید توجه داشته باشید والدین روی عادات غذایی ، کنترل وزن و ورزش کودکان در تمام سنین تاثیر دارند اما روشهای این اثرگذاری متفاوت است.
اول این که والدین تاثیر بسیار زیادی روی مدلهای سلامت کودکان دارند. عادات غذایی صحیح و ناصحیح ، ورزش نکردن یا عادت به ورزش کردن؛ همه از مواردی است که والدین مدل اصلی آن را به فرزندان یاد می دهند. تا زمانی که شما به عنوان یک پدر یا مادر ، زمانی که فرزندتان کوچک است و برای ساکت کردن او انواع شکلات ، چیپس ، پفک و… به او می دهید، آیا انتظار دارید در نوجوانی از این مواد دست بکشد؟ یا وقتی مادر یا پدر خانواده در مصرف برنج ، کره ، نان ، انواع بستنی خامه دار، روغن حیوانی و موادی از این قبیل اصلا کوتاهی نمی کند انتظار دارید فرزند این خانواده چه تغذیه ای داشته باشد؟ وقتی شما به عنوان والدین فرزندتان حتی حاضر نیستید یک مسیر کوتاه را پیاده روی کنید و فورا از ماشین استفاده می کنید ، عملا به فرزندتان یاد می دهید که زندگی بی تحرکی داشته باشد. این تاثیرگذاری از سنین کم باید شروع شود و در نوجوانی روش آن تغییر کند زیرا امر و نهی کردن نوجوان اصلا نتیجه بخش نیست.
باید با او دوست باشید ، استقلال او را در نظر بگیرید و به طور غیرمستقیم به او یاد بدهید چه رژیم غذایی را رعایت کند. والدین در این زمینه نقش دومی هم دارند که کلیدی است. آنها هستند که باید تصمیم بگیرند اصلا چه مواد غذایی وارد منزل شود و یا ورود آن ممنوع باشد! والدین هستند که تصمیم می گیرند سبزی ها و میوه ها به عنوان قسمت عمده خوردنی های منزل نقش ایفا کنند یا خیر.
آنها هستند که می توانند تنقلات فرزندانشان را از غذاهای کم چرب تهیه کنند و اصلا اجازه ورود غذاها و تنقلات چرب و پرکربوهیدرات را به منزل ندهند. در اصل این نقش والدین زمینه سازی است که فرزندان بدانند در این خانه ورود غذاهای ناسالم کاملا ممنوع است ! نقش سوم والدین در امر تغذیه فرزندان نقش «تقویت کننده» است.
والدین باید در این زمینه قدرت اصلی خانه باشند ؛ در عین حال هم بیش از حد بکن و نکن نداشته باشند و کنترل آنها از حد قابل تحمل فراتر نرود. آنها هستند که می توانند رفتارهای حاکی از بی تحرکی و کم تحرکی فرزندشان را تغییر دهند و استفاده از غذا و نوشیدنی مناسب را به طور غیرمستقیم و مدبرانه به آنها بیاموزند. به خاطر داشته باشید بخور و نخورهای آمرانه یا دستوری به هیچ وجه تاثیرگذار نیست و اثر معکوس می گذارد.
اگر حین غذاخوردن فرزندتان به او بگویید دیگر کافی است و نباید بخوری ، ممکن است او هنوز گرسنه باشد و مسلما در وعده بعدی بیشتر می خورد. اقدام والدین در این زمینه باید غیرشرطی باشد وگرنه مصرف غذا در کودک کاملا شرطی می شود. مثلا نباید به او بگویید اگر هویج بخوری بعدا برایت آدامس می خرم.
او باید هویج بخورد ، به دلیل این که مفید است و این آموزش را والدین باید عهده دار شوند. تهیه کتابهای مختلف در زمینه غذاهای سالم و ورزش ، استفاده از اشکال و نمایش های مختص سن کودک که در آن تغذیه مناسب آموزش داده شود، بسیار موثر است و بهتر است مدارس هم در این زمینه همگام با والدین ، راه درست مصرف کردن مواد غذایی را به فرزندان یاد بدهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *